سيد على اكبر برقعى قمى
111
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
إنى لارحم حاسدى لفرط ما * ضاقت صدورهم من الاوغار نظروا صنيع اللّه بى فعيونهم * فى جنة و قلوبهم فى نار لا ذنب لى قد رمت كتم فضائلى * فكانما برقعت وجه نهار و تمامت ابيات قصيده را شيخ بهائى در كشكول آورده است و ابو الحسن در سال 416 در زندان قاهره كشته گرديد . نگارنده گويد : « با آنكه ابو الحسن شامى و عاملى است ندانستم چرا تهامى شده است و دور نيست كه بعضى از نياكان او تهامى بودهاند و آن نسبت بر فرزندان نيز مانده و ابو الحسن بخصوص همان را برگزيده است » . نيز نگارنده گويد : « بدانسان كه تهامى را مرثيت فرزند بلندآوازه كرد كليم كاشانى را با آنكه شاعرى نيكوپرداز و پخته نظم بود اين سه شعر او را بلندآوازه كرد و راهنماى مردم به ديوان بلكه به شخص كليم شد و سزد كه مايهء شهرتش گردد ازبس پخته و از ناحيت معنى نيز بلند افتاده است : بدنامى حيات نبودى دو روز بيش * آن هم كليم با تو بگويم چسان گذشت يك روز صرف بستن دل شد به اين و آن * روز دگر به كندن دل زين و آن گذشت طبعى به هم رسان كه بسازى به عالمى * يا همّتى كه از سر عالم توان گذشت » . تيّان : با فتح اوّل و تشديد ياى حطّى انجيرفروش و هم انجيرخشككن را گويند و آن نام و يا لقب نياى ابو غالب تمام بن غالب بن عمر مرسى اندلسى است معروف به ابن تيّان از پيشوايان لغويان و صاحب كتاب تلقيح العين در لغت كه مانند آن كتاب چه از ره اختصار و چه از ره افزونى ، شمارهء لغات تا آن زمان تأليف نشد و در سال 433 درگذشت . تيروى : با كسر اوّل و سكون ياى حطّى و فتح راى بىنقطه منسوب است به تير او آن نام موضعى است در خوزستان و ابو الحسن علىّ بن حسين تيروى در شمار اديبان و خوشنويسان بدان منسوب است . تيفاشى : با كسر اوّل و سكون ياى حطّى منسوب است به تيفاش « 1 » و آن شهرى است در آفريقا و ابو العبّاس احمد بن يوسف بن احمد تيفاشى صاحب كتاب ازهار الافكار فى جواهر الاحجار و متوفّى 651 بدان منسوب است . تيمكى : با كسر اوّل و سكون ياى حطّى و فتح ميم منسوب است به تيمك كه نام سرايى است در سمرقند و ابو عبد الرحمن محمّد بن ابراهيم كرايسى تيمكى در شمار محدّثان بدان منسوب است . نگارنده گويد : « تيمك همان تيمچهء فارسى است و تيم به معنى سراى بازرگانان است و كاف نشان تصغير است به معنى سراى كوچك بازرگانان و تيمك سراى كرباسفروشان در سمرقند بوده است و يا ابو عبد الرحمن در آن سراچه پيشهء كرباسفروشى داشته است » . تيملى : با فتح اوّل و سكون ياى حطّى و ضمّ ميم منسوب است به تيم اللّه به معنى بندهء خدا و تيم اللّه
--> ( 1 ) - تيفاش : از شهرهاى قديمى آفريقا و داراى بناهاى شامخ بود و آن را تيفاش الظالمه گويند و در دامنهء كوهى واقع است ( معجم البلدان : 2 / 66 ) .